راز ششصد و چهل و نه - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 17:40
زنده گی مجموعه ای از حس های کوچیک خیلی خوب.حس هایی که یک زنده گی کوتاه رو تبدیل به یه تحربه ی خارق العاده می کنند.در دنیا ادم های انگشت شماری هستند که شبیه این حس های کوچیک خیلی خوب هستند و تو یکی از
راز پانصد و هشتاد - تاریخ: 1397/12/11 ساعت: 10:22
وارد خانه که می شوم پشت پشخوان ایستاده و دارد کتابی می خاند.از انطرف پیشخوان قبلی که سرش را بالا بیاورد پیشانی اش را می بوسم و میگم : چه میخونی عزیزکم؟سرشو با لبخند به بوسم می اورد بالا و میگه : داستا
راز پانصد و هشتاد و یک - تاریخ: 1397/12/11 ساعت: 10:22
صبح وقتی بیدار شدم رفته بود بیرون.پیام زده بود بیدار شدی خبر بده.خواب الوده از زیر پتو تماس گرفتم .گفت می خواهد برود کوه.گفت می ایی ؟ گفتم نه.باید یه چیزی بنویسم.چند روزه داره اذیتم می کنه.پرسید چی گف